|
خانه و خانواده
|
|
پنجشنبه ، 12 شهریور 1388 ، 15:14 |
|
دربارۀ اين موضوع (خانواده و نقش و تأثير آن در توسعۀ مهرورزي) كتاب و مقاله اي اختصاصي نوشته نشده - بلكه فقها كتابهايي كه موضوع آن فرزند و تربيت خانوادگي بود به كار مي آمد – كتابي كه بيشتر استفاده شد كتاب والدين و مربيان مسئول – نوشتۀ آقاي رضا فرهاديان است. خصوصاً فصل 6 و 7 اين كتاب كه روشهاي ارتباط برقرار كردن با كودكان بود.
در مرحلۀ بعد كتاب خانواده و تربيت كودك از دكتر علي قائمي كه بيشترين مباحثي كه مربوط به محبت بود از اين كتاب جمع آوري شد. گفتار 2 : هدف از انتخاب اين موضوع از جمله چيزهايي كه موجب شد اين تحقيق را شروع كنيم. در مرحلۀ اول آشنا شدن با نقش خانواده در مهرورزي و همچنين چگونگي گسترش مهر و محبت در كانون خانواده بود. سعي كرديم در اين تحقيق نكاتي كه در محبت و بيشتر شدن آن در ميان اعضاء خانواده مؤثر است. پيدا كنم و سپس آنرا براي بهتر شدن روابط بكار ببريم. بنابراين در اين پژوهش راههاي ايجاد مهرورزي در محيط خانواده را بررسي مي كنيم. به اين وسيله مي توان به صورت دقيق و علمي عوامل محبت و مهرورزي را پيدا كرد و در عمل از آنها استفاده كرد. فصل 2 گفتار 1 : والدين و برخورد آنها با كودك : ارتباط با كودكان و نوجوانان چگونه مي توان برقراري ارتباط با كودكان از مهارت بيشتري برخوردار شد؟ يكي از مهم ترين و پيچيده ترين ارتباط ها، ارتباط با كودكان است كه نياز به مهارت و ظرافت، صبر و بردباري بيشتري دارد. اولين نياز رواني كودك مهر و محبت و دوست داشتن او است. شما ممكن است كودك خود را دوست داشته باشيد ولي مهم چگونگي اظهار اين محبت است هر كودكي براي داشتن احساس امنيت بايد مورد محبت قرار گيرد. ابراز محبّت موجب دلگرمي و علاقه مندي كودك به شما و زندگي خواهد شد. ارتباط ميان شما و او بستگي كامل به نحوه ي ابراز محبت شما دارد توجه به خواسته هاي او، برخورد مؤدبانه و احترام به رفتاريهاي كلامي و غير كلامي، همه اظهار محبت است. احساس امنيت در كودك سبب مي گردد زمينه ي پيوند شما با او توسعه يابد و در اين رابطه رفتار صحيح او را نيز بياموزد. راه مناسب آغاز دوستي با كودكان، كاهش انتقادها و توقعات و به حداقل رسانيدن صحبت هاي منفي در مورد كارهاي آن هاست. با نق زدن و خرده گيري هاي پيايي از رفتار و كارهاي كودكان نمي توان آنان را اصلاح كرد. و الدين و مربيان بايد صبر و حوصله داشته باشند. براي اين كار وقت بگذارند و برنامه ريزي داشته باشند. براي ايجاد ارتباط سالم با كودكان و به كارگيري روشها و شيوه هاي مؤثر در برخورد با آنان مهم ترين مساله تدارك زمان و فرصتهاي برنامه ريزي شده است. والدين و مربيان براي اينكه بتوانند رابطه اي مثبت ميان خود و كودكان به وجود آورند بايد براي ايجاد روابط صحيح و سالم در محيط خانه و يا مدرسه گذاشتن وقت برنامه ريزي شده سواي ايجاد ارتباط مثبت با كودكان، از صرف چندين ساعت مجادله، بحث و مشاجره جلوگيري مي كند. در مرحله ي اول براي برقراي ارتباط با كودكان، ما نيازمند شناخت آنان هستيم. خودشناسي از همان سال اوليه از كانون پر مهر و محبت و گرم خانواده و ارتباط صحيح پدر و مادر و اطرافيان با كودك شكل مي گيرد. يكي از نيازهاي اساسي در پرورش تربيت ديني كودكان و نوجوانان برقراري ارتباطي صحيح و سالم بين پرورش دهنده و پرورش يابنده است. اصولاً قبل از آموزش ديني بايد بدانيم كه چگونگي فرايند ارتباط با كودكان و نوجوان از اهميتي حياتي برخوردار است. يعني افراد بدون اينكه خود بدانند و يا بخواهند، نوع رفتار و كردار و ارتباطشان با ديگران به گونه اي است كه موجب طَرد و يا نفي شخصيت طرف مقابل مي شود، در اين صورت اگر به عالي ترين مفاهيم و ارزشهاي ديني هم آگاهي داشته باشند و بخواهند آن ها را به ديگران منتقل كنند موفق نمي شوند، چرا كه در رفتار و گفتار خويش به جاي ايجاد جاذبه در ديگران، شخصيت آنان را طرد و تحقير مي كنند و در نتيجه هرگز نمي توانند در ديگران نفوذ كنند. با الهام از روايات ائمه معصومين(ع) و بهره گيري از شيوه هاي مناسب مي توان با كودكان و نوجوانان ارتباط صحيحي برقرار كرد. شناخت سطح تواناييهاي عقلي و ميزان اطلاعات از وظايف اوليۀ ارتباط با كودكان است: «اِنّا مَعاشِرُ الانبيا اُمِرنا ان نُكَلِمَ الناس علي قدر عقولهم ؛ ما پيامبران موظفيم كه با انسان ها به اندازه ي سطح فكر و توانايي عقلي آنان سخن بگوييم.» يكي ديگر از راه هاي ارتباط با كودكان و نوجوانان برانگيختن عزت نفس است. با اظهار محبت و ارزنده سازي شخصيتِ وي روي نقاط قوت و كارهاي مثبتش تكيه مي كنيم، اين امر موجب اعتماد به نفس كودك مي شود: «فَانَّ كَثْرهَ الذِّكْرِ لِحُسنْ افْعالِهِمِ تَهُزُّ الشَّجاع و تُحرَضِّ النّاكِلَ ان شاء الله تعالي؛ يادآوري زيا نقاط مثبت و خوب رفتار و كارهاي افراد، موجب تحرك اشخاص شجاع و برانگيختن افراد دلسرد و مسامحه كار به سوي رفتار مثبت خواهد شد ان شاءالله تعالي.» برانگيختن اعتماد به نفس باعث ايجاد محبت و احترام به شخصيت كودك و حفظ گرامت انساني اوست. با اظهار محبت و احترام از طرف والدين، كودك ديگر در مَحذوريت اخلاقي قرار مي گيرد، حاضر نيست دست به عمل خطايي بزند كه از اين مقام و احساسي كه برايش ايجاد شده فرو افتد و بي ارزش شود بايد با محبت و در عين حال با صراحت احساسات خود را با آنان در ميان بگذاريم و سعي كنيم قباحت و زشتي عملي را كه مرتكب شده اند به آنان منتقل كنيم. يكي ديگر از راههاي ارتباط با كودكان اين است كه با كودك همدردي و همدلي كنيم. احساس همدردي و همدلي با شروع كلماتي اطمينان بخش آغاز مي شود. احساس همدردي بايد با توصيف واقعي احساس كودك بدون ارزيابي و قضاوت صورت بگيرد. احساس همدلي بايد در فضايي محبت آميز و خالي از ترس به وجود آيد تا كودكان قادر باشند احساسات خود را اظهار كنند. زيرا راه يابي به ذهن كودكان، راه يابي به دل آنان است. گوش دادن و پذيرش كودك، زمينۀ ارتباط عاطفي را با وي فراهم مي كند. شناخت موقعيت فعلي كودك كمك بزرگي در نحوۀ برقراري ارتباط با وي مي كند. اگر توجهي به اين حالتها نداشته باشيم و يا به آن دقت نكنيم در برخورد اوليه و ارتباط با كودكان دچار مشكل و دشواري خواهيم شد. مثلاً ، وقتي كودك در اوج هيجانات و احساسات شديد خود به سر مي برد و با سرعت از كنار ما مي گذرد، گوش به حرف كسي نمي دهد و به هيچ وجه حرفهاي ما را نمي پذيرد، در اين حالت ما به سادگي نمي توانيم با وي ارتباط برقرار كنيم. اگر موقعيت روحي و عاطفي كودك ناديده گرفته شود باعث مي شود بهترين پيام ها و رساترين گفته ها با مقاومت و بيزاري كودك روبه رو گردد و كافي است كه در بين پيام هايي كه براي ايجاد ارتباط ردوبدل مي شود يك پيام اشتباهي داده شود، در اين صورت تمام نظام فكري و رواني كودك به هم مي ريزد و موجب عكس العملهاي شديد و نامتعادل او مي گردد در نتيجه موقعيت ارتباط را خراب مي سازد. گاهي اوقات در ارتباط با كودك سكوت گوياتر از كلام است. والدين براي ارتباط با كودك بايد به سخن كودكان و اظهارنظرهاي آنان توجه كنند. گوش دادن به سخنان كودك، موجب تخليۀ احساسات، آرامش رواني و كاهش فشارهاي روحي وي مي شود والدين بايد هميشه شنوندۀ خوبي براي كودكان و نوجوانان باشيم. «عودّ اُذنكَ حُسن الاستماع ؛ گوشت را به خوب شنيدن عادت بده.» هر كودك براي داشتن احساس امنيت بايد مورد محبت قرار گيرد احساس امنيت در نوجوان سبب مي شود زمينۀ پيوند والدين با كودك توسعه يابد بنابراين اظهار محبت، دوستي و رفاقت براي ارتباط مثبت با كودك و نوجوان در ايجاد زمينه گرايش ديني آنان بسيار مؤثر است؛ اساساً رابطه ي مهرآميز و توأم با نرمش و گذشت و مدارا با همگان و بخصوص كودكان و نوجوانان قويترين و پُر جاذبه ترين و سازنده ترين رابطه هاست. ضمان كه قرآن كريم نيز يكي از رموز موفقيت و جاذبه چشمگير پيامبر اكرم(ص) را نرمخويي و مهر و محبت آن حضرت نسبت به مسلمين مي داند و مي فرمايد: «فبما رحمة من الله لعنت لهم و لو كنت فظاً غليظ القلب لا نفضوا من حولك ؛ پس به بركت رحمت الهي با آنان نرمخو ]پرمهر[ شدي و اگر تنوخو سختدل بودي قطعاً از پيرامون تو پراكنده مي شوند. والدين بايد طوري با كودكان و نوجوانان رابطه برقرار كنند كه احساسات، مقصودها و نيات كودكان را به سادگي بفهمند. احترام گذاشتن الف: احترام گذاشتن به كودك: بزرگداشت و احترام به شخصيت، براي كودك بلكه هر انساني يك نياز طبيعي است. كودكي كه مودر تكريم و احترام خانواده قرار گرفته، احترام به ديگران را كه يك صفت پسنديده است، از آنان ياد مي گيرد، بنابراين، تكريم كودك براي تربيت صحيح و متعادل او ضرورت دارد. تكريم و احترام به كودك را مي توان به عنوان يك روش تربيتي به شمار آورد كه در پرورش صفات نيك و جلوگيري از صفات بد مي توان از آن استفاده نمود. بي اهميتي به گفته ها و شخصيتِ كودكان، ملامت و سرزنش مكرر، فرياد كشيدن بر سر آنان، برخورد خشن و اعمال فشار و اجبار در پذيرفتن ارزش ها و مقدرات هم چنين محبت فراوان و انجام كارهايي كه خود كودكان از عهده اش برمي آيند تصميم گيري به جاي آنان و بي اعتنايي به تقاضاها و خواسته هايشان همه موجب از ميان رفتن احترام متقابل است. براي برقراري ارتباط صحيح با كودكان و نوجوانان بايد كار را با نشان دادن احترام متقابل به آنان شروع كرد احترام، تنها تنظيم و عرض ادب ظاهري نيست. بلكه در عين قاطعيت، توجه داشتن به خواسته ها گرچه در بسياري از موارد هم موافق طبع ما نباشد. خود نيز احترام محسوب مي شود و موجب احترام متقابل خواهند شد. يكي ديگر از راههاي مناسب ايجاد احترام متقابل، كاهش انتقادات و صحبت هاي منفي دربارۀ شخصيت و رفتار آنان است. بايد جوي محبت آميز و صميمي ايجاد كرد و در عين حال بايد در رعايت حقوق انساني در ارتباط با خود و ديگران سخت گير و قاطع باشيم تا براي ما و ديگران احترام قائل شوند. كنترل و زيرنظر گرفتن تمام حركت هاي آنان و هم چنين تسلط همه جانبه و محافظت بيش از حد و دل سوزي بي جا، همه تخلف از احترام متقابل است بايد در عمل، به خواسته هايشان احترام بگزاريم، و به آنان پاسخ منطقي و موجه بدهيم اين امر، احترام به خود را در ايشان پايه گذاري خواهد كرد. انس بن مالك مي گويد: وقتي كه پيامبر(ص) با كودكان برخورد مي كرد به آنها سلام مي كرد و طعامشان مي داد. احترام اين نيست كه هرچه كودك گفت به آن عمل كنيد يا هر چه خواست برايش بخريد، اين روش غلط است معناي احترام اين است كه ما به علايق و سليقه هاي بچه ها توجه كنيم و به نحو معقول او را هدايت كنيم مثلاً لباسي را مي خواهد كه براي او مناسب نيست بايد به صورتي محترمانه با او رفتار كرد كه هم كودك بپذيرد و هم مادر تحملش را بيشتر كند اين نشانه ي احترام است كه فلسفۀ برخوردهاي خود را براي كودكان توضيح دهيم كنترل مداوم و تسلط بيش از حد و محافظت بيش از اندازه و دلسوزي زيادي والدين همه تخلف از اصل آزاد منشانه و احترام به شخصيت كودك و نوجوان محسوب مي شود روش هاي آزاد منشانه و باز به كودكان و نوجوانان حق انتخاب و گزينش مي دهد و زمينه را براي خلاقيت و شكوفايي استعدادهاي نهفتۀ آنان فراهم مي سازد. كرامت در برخورد با كودكان : پيامبر اكرم(ص) با تمام وجود به كودكان احترام مي گذاشت و همواره با آنان به تكريم رفتار مي كرد. امام صادق(ع) مي فرمود: روزي پيامبر(ص) نماز ظهر را با مردم به جماعت مي خواند ولي دو ركعت آخر را به سرعت و بدون مستحبات به پايان رساند پس از اتهام مردم گفتند: يا رسول الله آيا در نماز حادثه اي پيش آمد؟ حضرت(ص) فرمود: مگر چه شده است؟ گفتند: دو ركعت آخر را با سرعت به پايان رسانديد فرمود: مگر صداي گريه كودك را نشنيدند؟ در روايت ديگري آمده است كه پيامبر(ص) مردم را به نماز دعوت كرد و امام حسن كودكِ خردسال دخترش فاطمه زهرا(س) نيز با آن حضرت بود پيامبر كودك را كنار خود نشاند و به نماز ايستاد در بين نماز يكي از سجده ها را خيلي طولاني كرد راوي حديث مي گويد: من سر از سجده برداشتم ديدم امام حسن(ع) روي دوش پيامبر نشسته است وقتي نماز تمام شد مردم گفتند اي رسول خدا چنين سجده اي را از شما نديده بوديم؟ گمان كرديم كه بر شما وحي نازل شده است فرمود: وحي نرسيده فرزندم حسن در حال سجده بود و سم سوار شد نخواستم شتاب كنم و كودك را به زمين بگذارم آن قدر صبر كردم تا خودش از شانه ام پايين آمد. نيز نقلا شده سات كه پيامبر(ص) نشسته بود حسن و. حسين وارد شدند حضرت چون آن ها را ديد به احترامشان از جاي خويش بلند شد و به انتظار ايستاد كودكان آهسته راه مي رفتاند لحظاتي طول نكشيد نرسيدند سپس پيامبر(ص) به طرف آن ها رفت و هردو را به آغوش گرفت و بر دوش خود سوار كرد و به راه افتاد و در همان حال مي فرمود: فرزندانم مركب شما چه مركب خوبي است و شما چه سواران خوبي هستيد رفتار نيكوي پيامبر اكرم (ص) تنها به حسن و حسين (ع) اختصاص نداشته بلكه رفتار وي با همه كودكان از موضع تكريم شخصيت آنان بوده است. نقل شده است كه روزي رسول اكرم(ص) از سفري برگشتند و در راه به كودكان برخورد كردند و به احترام آنها ايستادند آن گاه فرمود كودكان را بياورند مردم نيز با آنان را آورند و از زمين بلندشان كرده و به آن حضرت مي دادند رسول خدا(ص) بعضي را در آغوش و بعضي را به دوش خود سوار كردند و به اصحاب خود نيز فرمودند: كودكان را در آغوش گرفتند. بگيريد و بر دوش خود بنشانيد. كودكان از اين صحنه مسرت بخش خوشحال شدند و براي آنان بسيار خاطره انگيز بود. رفتار پيامبر اكرم(ص) به قدري با خردسالان نيكو و محبت آميز بود كه اين جمله ضرب المثل شده بود. «التلطّف بالعبيان من عاده رسول الله(ص) مهرباني و احترام به كودكان عادت رسول خدا بوده است» از امام باقر(ع) نقل شده كه رسول خدا فرمود: «خمس لا أدءهن حتّي الممات و التسّليم علي الصبيان لتكون سنّه من بعدي پنج چيز كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نمي كنم و يكي از آنها سلام دادن به كودكان است تا اين كه پس از من به صورت سنتي بين مردم باقي بماند. پيامبر(ص) مي ئخواستند كه كودكان امروز و مردان فردا با عزت نفس بزرگ شوند و چرا كه پايه هاي شخصيت فرد در كودكي شكل مي گيرد. لذا اگر معلوم و مربي و والدين عزت نفس داشته باشند و در زندگي با كرامت با كودكان و نوجوانان و جوانان برخورد نمايند مسلّماً شخصيت هايي بزرگوار و انسان هايي والا و نسلي عزت مند خواهيم داشت. كرامت در رفتار و برخوردهاي پيامبر اكرم(ص) : در سيره عملي پيامبر اكرم(ص) به وضوح مشخص است كه ايشان در برخوردهايشان همواره رفتاري كريمانه دانشمند و مردم را تكريم مي كردند و خوبي با كرامت ترين انسان ها بودند: «كان اكرم الناس.» حضر ت بيشترين تكريم را در رفتارش نسبت به مردم ابراز مي داشت امام حسين(ع) فرمود: به پدرم گفتم: رفتار پيامبر با مردم چگونه بود؟ فرمودند: هميشه خوشرو و خوش برخورد بود. نرم و خوشخوي بود برخورد خشن نداشت سبكسر و فحاش و عيب جو نبود و مداحي كسي را نمي كرد كسي را سرزنش نمي نمود و از او عيب و ايراد نمي گرفت لغزش و عيب هاي مردم را جستجو نمي كرد. در مقابل برخورد بد و بددهني مردم بردبار و شكيبا بود و مي فرمود: هر وقت نيازمندي را ديديد، او را ياري كنيد. هرگز ثناي كسي را نمي پذيرفت مگر اينكه به عنوان سپاسگزاري باشد كلام احدي را قطع نمي كرد مگر اين كه از حد گذشته باشد كه با برخاستن كلام وي پايان مي پذيرفت. پيامبر(ص) توصيه مي كرد كه برادران دين خود را گرامي بداريد: «من اكرم اخاه المسلم، خالف الكريم الله عزوجل ؛ هر كس برادرش تكريم كند خدا عزوجل را تكريم كرده است.» نيز مي فرمود: «لا تحقّرن احدّا من المسلمين فان صغيرهم عند الله كبير ؛ هرگز فردي از مسلمانان را كوچك و حقير نشماريد كه كوچم آنان نزد پروردگار بزرگ و ارجمند است.» وجود مبارك پيامبر(ص) آن طور كه سيره نويسان نوشاه اند در برخوردهاي اجتماعي به هر كس مي رسيد ابتدا سلام مي داد و هر كس خواسته اي از وي داشت در انجام دادن كار او هرگونه سختي را تحمل مي فرمود تا خواسته اش برآورده شود. هرگز نشد كسي دست پيامبر را بگيرد و آن حضرت زودتر از طرف مقابل دست خود را بكشد. چون به مسلمان مي رسيد ابتدا با او مصافحه مي كرد و چون مشغول نماز بود و كسي در كنارش مي نشست نماز خود را زودتر تمام مي كرد و به او مي فرمود: آيا حاجتي داري؟ هركس به حضور وي مي رسيد او را تكريم مي كرد چنانكه گاهي عباي خود را زير پاي او پهن مي نمود و يا او را به تشك خود مي نشانيد. برخوردهاي اجتماعي پيامبر(ص) در سراسر رحمت و عطوفت و كرامت بود با لبخند با مردم روبه رو مي شد: «كان اكثر الناس تبسما ؛ او بيشتر از هر كس ديگر متبسم بود. در نگاه كردن به مردم هيچ كس را استثنا نمي كرد و در وقت نگاه به مساوات نظر مي انداخت: «كان رسول الله(ص) تبسم لحظاته بين اصحابه ينظر الي ذا و ينظر الي زا بالسويه» به منظور احترام كامل نسبت به اصحابش آنان را با لقب و كينه و با اسمي بيشتر دوست داشتند خطاب مي كرد و هرگز سخن كني را قطع نمي كرد. «يكني اصحابه و يدعوهم باحب اسمائهم تكرمه لهم و لا يقطع علي احد حديثه» پيامبر اكرم(ص) اساسي رشد و اصلاح امت را بر پرورش و ايجا د كرامت و عزت نفس در آنان مي ديد. مي ديد همواره كرامت در نگاه، رفتار، گفتار و در برخوردهاي وي نمايان بود. براي اينكه عزت نفس در كودك ايجاد شود بايد به يك اصول خاصي عمل كرد مثلاً كودك را با احترام صدا كنيم. در مجالس براي كودك جا باز كنيم و به او احترام بگذاريم. در موقع صحبت كودكان به آن ها توجه كنيم. در كارها و تصميم گيري ها با كودكان مشورت كنيم و به كودكان اعتماد كنيم و مسؤليت بدهيم و در عين حال مواظب و مراقب آنان باشيم. از اين مطالبي كه گته شد مي فهيمم كه كودكان موجودات احساسي هستند و در برخورد با آن ها بايد دقت كرد. اكنون براي روشن شدن اين مطلب به چند نكته اشاره مي كنيم: 1-احترام و تعريف نبايد از مقدار واقع تجاوز كند. زيرا اگر از واقع تجاوز نمود امكان دارد موجب به وجود آمدن خوي زشت تكبر و خودبزرگ بيني شود. 2-شخصيت كودك بايد به وسيله رفتار نيك و پسنديده اش مورد تحسين قرار گيرد. 3-احترام و بزرگداشت كودك بايد به گونه اي باشد كه او را لوس و پرتوقع بار نياورد كودك بايد بفهمد كه ارزش انسان به انجام وظيفه است و اگر او مورد احترام قرار مي گيرد بدان جهت است كه انجام وظيفه نموده است. ب) اسم مناسب انتخاب كردن انسان از نام و فاميل زيبا خوشش مي آيد و از ذكر آن احساس سربلندي مي نمايد برعكس نام و فاميل زشت صاحبش را شرمنده مي سازد و از اين جهت احساس حقارت مي نمايد. بنابراين به پدر و مادر كودك توصيه مي شود كه به هنگام انتخاب نام براي فرزندشان نامهاي زيبا انتخاب نمايند. زيبايي نام يك امر عرفي و اجتماعي است. در جوامع و زمان هاي مختلف تفاوت مي كند. در انتخاب نام بايد به معناي آن نيز توجه داشت. ما هم چون مسلمان هستيم بهتر است از نام هاي پيامبر و ائمه اطهار(ع) و ديگر بزرگان ديني استفاده نماييم. اسلام نيز بدين نكته مهم توجه داشته اولياء را به انتخاب نام نيك براي فرزندانشان توصيه مي نمايد بلكه انتخاب نام نيك را يكي از حقوق فرزند بر پدر و مادر مي داند. حضرت ابوالحسن(ع) فرمود: اولين احساني كه پدر نسبت به فرزند خود انجام مي دهد انتخاب نام خوب براي اوست. شما مراقب باشيد نام خوب براي فرزندانتان انتخاب كنيد. پيامبر(ص) در وصيت خود به حضرت علي(ع) فرمود: اي علي! فرزند بر پدر خود حق دارد كه نام زيبايي برايش انتخاب كند. و خوب او را تربيت نمايد و در جايگاه صالحي او را قرار دهد. نام و نامگذاري در فرهنگ عمومي دنيا جايگاه ويژه اي براي خود دارد وجه تمايز انسان ها و ساير موجودات اين است كه با اسم از يكديگر شناخته مي شوند. در اسلام نامگذاري و انتخاب اسم از يك ويژگي خاص برخوردار است. آيين و مراسم نامگذاري و انتخاب نوع اسم در اسلام، يك فرهنگ قابل توجه به شمار مي رود. از اولين روزي كه كودك قدم به دنيا مي گذارد. در اسلام عنايت شده است كه تا سه روز اسم كودك گذاشته شود: سيده ي پيشواي بزرگ اسلام پيامبر اكرم(ص) اين بوده است كه هنگام نامگذاري كودك، ابتدا اذان به گوش راست او و سپس اقامه به گوش چپ او مي خواند و آنگاه نام كودك را مي نهاد و حضرت فرموده است: كه پيروانشان يا نام ايشان را و يا نام يكي از پيشوايان معصوم اسلام را به فرزندشان بگذارند. و يا فرموده است: بهترين و زيباترين نام را براي فرزندان خود برگزينيدو از انتخاب نامهاي زشت و مسخره آميز و ناپسند پرهيز كنيد حضرت سيره اش اين بوده است كه اگر نام كسي و يا شهري زشت بود اقدام به تغيير آن مي كرد و نام بهتري براي آن انتخاب مي فرمود. به همين خاطر اسلام يكي از وظايف پدر و مادر را نسبت به فرزند انتخاب نام نيك قرار داده است. امام صادق(ع): «اول ما يبر الرجل ولده ان يسميه باسم حسن فليحسن احدكم اسم ولده؛ اولين قدم خوبي كه انسان برمي دارد اين است كه نام نيك به فرزند خود بگذارد، پس در اين كار نيك كوتاهي نكنيد.» امام صادق(ع): «من ولد له اربعأ اولاد لم يسم احدهم باسمي فقد جفاني .» پيامبر خدا(ص): «هر كس چهار فرزند داشته باشد و نام مرا بر يكي از آن ها نگذارد به من ستم كرده است.» امام صادق(ع): «ان رسول الله كان يغير الاسما القبيحه في الرجال و البلدان؛ رسول خدا(ص)، نام هاي زشت را تغيير مي داد، هم نام شهرها را و هم نام انسان ها را» اين مسائل اضافه بر يك برنامهء ظاهري و تشريفي كه در اسلام و در ميان مسلمانان وجود دارد، يك برنامه ي واقعي و معنوي و دروني نيز دارد، براي كسي كه در دارلاسلام زندگي مي كند يك هويت و كيش است و يك شعار مذهبي است و اعلان حضور و عرصۀ وجود و اظهار بود و هستي و زنده بودن است و شعائر ديني است، بركسي كه عرق مذهبي و ديني دارد و زنده نگه داشتن آثار نبوت است. پيش از نامگذاري، اسلام به يك برنامۀ ظريفي نيز مسلمانان را توجه داده است و آن اين است كه وقتي كودك به دنيا آمد گام او را با تربت امام حسين(ع) متبرك كنند. يكي ديگر از علل احساس حقارت كه در دوران كودكي شروع مي شود و مي تواند مايۀ عقدۀ حقارت گردد و ناكاميهايي را به بار آورد، اسم نامناسب است. يكي از مشخصات هر انساني، نام و نام خانوادگي او است. همان طور كه هر كس عكس زيباي خود را ببيند لذت مي برد و يا عكس بدي را از خود ببيند آزرده خاطر مي شود از نام خوب مسرور و از نام و نام خانوادگي بد، رنج مي برد. ج) مهرباني كردن محبت مهم ترين نياز كودك محبت نياز اساسي و طبيعي كودك و هر انسان ديگر است و اساس رشد و سعادت او بدان بستگي دارد. يكي از عللي كه آدمي از تنهايي گريزان و در جمع سرخوش است اين است كه در تنهايي محبت نيست و تمايلات آدمي در آن برآورده و ارفنا نمي شود. محبت براي كودك يك نياز مهم است از آن بابت كه ردش جسمي و رواني او در سايۀ آن است طفلي كه محبت نبيند هرگز بزرگ نخواهد شد و رشد نخواهد كرد. محبت عامل سلامت كودك : بررسي هاي متعدد درباره ي كودكان ثابت كرده است كه محبت مهم ترين عامل سلامت روح كودك و عدم آن موجب نابهنجاري هاي رواني است كمبود محبت مشكلاتي را پديد مي آورد كه نه تنها براي خود طفل زيانبخش است بلكه زمينه را براي آشفتگي هاي اجتماعي فراهم مي سازد. هيچ اندازه ي محبت والدين طفل را آرام و مطمئن نمي سازد. محبت و سازندگي: محبت موجبي براي سازندگي در كودك است. از طريق آن مي توان بسياري از نابهنجاري هاي اخلاقي را در او اصلاح كرد و كودك را به جهت مورد نظر سوق داد. ميزان سازندگي در كودك بستگي به ميزان محبت انديشيدۀ والدين است و وابسته به ميزان اعتمادي است كه طفل به مهر و محبت والدين دارد. يك تعريف ساده، يك دلجوئي حتي سطحي گاهي مسير زندگي آدمي را عوض مي كند و پايه هاي مفاسد اخلاقي را درهم مي شكند. محبت زمينه اي براي تشكيل اخلاق در ذهن كودك است. طفل به هنگامي كه در محيط محبت آميز رشد مي كند قادر مي شود در بزرگي با مشكلات مواجه شود بدون اينكه اضطراب و تشويش داشته باشد و نيز فراموش نكنيم براي اينكه در آينده انساني پر مهر و فردي داراي رفتار محبت آميز باشيم ناچاريم در دوران كودكي به او محبت كنيم و راه محبت كردن را به او نشان دهيم. اهميت و ضرورت محبت: محبت در زندگي كودك نقش مهم و اساسي دارد. زندگي تنها در سايۀ قانون و مقررات، دانش و تجربه امكان پذير نيست به گفتۀ بزرگي قانون بي محبت لنگ است و محبت بي قانون كور و بي حساب. محبت ضروري زندگي طفل و مهم است از آن بابت كه نيروي لازم را براي ادامۀ حيات او فراهم مي سازد. روان طفل از طريق آن آسايش و آرامش پيدا مي كند و زندگي او در سايۀ آن رنگ مي گيرد. سرچشمۀ احساس محبت سرچشمۀ احساس محبت لمس بدني است كه بر اثر آن صفاي محبت و عشق است، هس گرمي بدن مادر، تماس با جسم او از راه مكيدن دست بر سر كشيدن هاي پدر بوسيدن ها، در آغوش گرفتن ها كودك را سرمست و از محبت سيراب مي كند. چه بسا دردها و آلام جسماني كه با دست كشيدن پدر و مادر بر موضع درد كودك را تسكين مي دهد. چه نوازش ها و دست هاي پر مهر كه وقتي بر سر كودك كشيده شد دلش را لبريز از نشاط مي سازد. در همه حال تلاش ها بايد متوجه اين امر باشد كه كودك گرمي دست پدر، مادر و يا ديگران را بر بدن خود حس كند و آن را براي خود تواني و حمايتي بداند. امام صادق(ع) فرموده است: «اكرموا اولادكم و احسنوا آدابهم يعفر لكم؛ فرزندانتان را گرامي بداريد و آنان را نيكو تربيت كنيد تا آمرزيده شويد. طريقه ي مهرورزي به كودكان ارضاي مهرطلبي كودك ضروري است ولي اگر با مرعاتهائي انجام نشود زيان هايي به همراه خواهد داشت: 1-طفل به همان ميزان كه مهر مي بيند بايد وادار شود كه مهر ابراز كند. اگر خواهان محبت والدين است بايد نسبت به برادر يا خواهر كوچكتر علاقه نشان دهد اين امر را والدين با زبان كودكانه مي توانند به او تفهيم كنند و رعايت آن را خواستار شوند. 2-مهرورزي عملي باشد و كمتر زبان و به همين طريق در جنبۀ مهر مهرخواهي از كودك بايد زمينه ي ملاطفت را ايجاد كنيم. 3-مهرورزي والدين نسبت به كودكان در حضورشان بايد يكسان باشد. زيرا گاهي محبت بيشتر از حد والدين دربارۀ يك طفل باعث رنجش ديگر كودكان خانواده مي شود. 4-مهرورزي كودك بايد دو جانبه باشد. يعني هم مهر ببيند و هم وادار شود كه به ديگران ابراز مهر كند. 5-مهرورزي والدين نبايد مانعي براي مصونيت كودك از امرها و نهي ها شود. آن جا كه جاي مهر است بايد مهربان بود و آن جا كه جاي امر و نهي است بايد همان را انجام داد. پيامبر(ص) مي فرمود. كودكان خود را دوست بداريد و به آنان مهرباني نمائيد و هنگامي كه به ايشان چيزي را وعده مي دهيد به آن وفا كنيد زيرا به شما و سخنانتان اعتماد دارند و آن قدر شما را بزرگ مي شمارند و گفتارتان را مؤثر مي دانند كه به شما روزي دهندۀ خود مي نگرند. د) تشويق يكي از روشهاي بسيار مؤثر در تربيت كودك، تشويق كارهاي خوب اوست اصولاً تشويق در روح و نهاد كودك اثر فوق العاده اي دارد و او را به انجام كارهاي نيك ترغيب مي كند. از طريق تشويق مي توان كودك را به كارهاي مطلوب وادار نمود و از كارهاي ناشايست بازداشت. گاهي اندك نوازشي به كودك نيرو مي دهد تا به تلاش بپردازد و از آن لذت ببرد، در اين صورت روحيه اي شاد پيدا مي كند و دست از ناسازگاري برمي دارد. نكاتي چند دربارۀ تشويق: براي مفيد شدن تشويق اصول تربيتي زير بايد رعايت شود: 1-كار يا اخلاق نيك كودك، مورد تحسين واقع شود، نه خود او، تا ارزش كار نيك را دريابد. 2-كار كودك واقعاً شايستۀ تشويق باشد و تشويق ها تنها براي دلخوش كردن موقت او به كار نرود. 3-تشويق صورت رشوه به خود نگيرد مثلاً به كودك نگوييد اگر برادرت را اذيت نكني به تو شيريني مي دهم. چون در اين صورت كودك تصور خواهد كرد كه هر وقت به او شيريني ندادند مي تواند برادرش را اذيت كند. 4-علت تشويق بايد معين باشد تا كودك بداند براي كدام كار شايسته اي تشويق شده است. 5-تشويق در حضور جمع اثر بيشتري دارد، بخصوص اگر كودك كار خوبي را با دشواري انجام داده باشد. 6-تشويق و تحسين نبايد از حد معقول و متناسب خود تجاوز كند زيرا كودك را به غرور و خودبيني مبتلا مي سازد. 7-مشوّش نبايد به صورت غايت و هدف درآيد، در تشويق ها هدف مورد تأكيد و تشريح قرار گيرد و چنان كه وسيله هاي هدف قرار گيرد. از طريق تشويق مي توان از نيروي يك فرد يا جامعه حداكثر فايده را برد و تمام خواسته هاي خود را با ديگران برآورده ساخت. در تربيت والدين مي توانند با تشويق كودك را به كاري وادارند كه مورد نظر آن هاست و از كاري بازدارند كه بدان راضي نيستند. طفل در سايۀ آن از بسياري خواسته ها و تعنيات خود چشم پوشي مي كند و عملاً به راهي مي رود كه مشوق او خواهان آنست. اساس و تكيه گاه تشويق محبت و ابراز مهر است به عبارت ديگر فرد تشويق شده كسي است كه مورد مهر و عنايت بيشتر قرار گرفته است – يا نظر مثبت ديگران به خاطر عملش به سوي او جلب شده است. تشويق زمينه اي براي تأييد طفل در جنبه اي است كه او از آن احساس غرور كند و به ادامۀ عملش بپردازد، نه به گونه اي كه اتكاي طفل به تشويق باشد. تشويق با همه فوايدي كه در جنبه تحريك يك شخص براي حركت به سوي يك هدف دارد ممكن است از نظر تربيتي گاهي خطرناك شود و آن هنگامي است كه تشويق صورت رشوه به خود گيرد. هـ) همبازي شدن با كودك قال امام صادق(ع): دع ابنك يلعب سبع سنين؛ امام صادق(ع) فرمود: بگذار فرزندت تا هفت سالگي بازي كند. سيره و روش پيامبر اسلام(ص) براي پيروانش درس بزرگي است. ايشان خود، امام حسن و امام حسين را به دوش مي گرفت و با آن ها بازي مي كرد. اين كار لازمۀ دوران حيات كودكي با فرزند است. بازي والدين با كودك به نحو مشروع و بدون افراط و تفريط بايد در برنامه ي زندگي روزانه قرار داده شود و همچنين خريدن اسباب بازي مناسب و در خور شأن اقتصادي پدر و مادر و در خود شأن كودك لازم است. از راه بازي و ورزش لذت مي برند و رشد مي يابند و در عين حال ضمن لذت بردن فرصت هاي خوبي براي بيان احساسات و عواطف خود پيدا مي كنند. از طريق بازي ها و ورزش ها بسياري از هدفهاي اساسي تربيتي و حتي آموزشي را مي توان به طور غير مستقيم در شخصيت كودك القا نمود. در هنگام بازي است كه كودك خود تجربه مي كند، مي آموزد، رعايت حقوق و ديگران را مي كند، مهارتها را فرا مي گيرد، سعي و تلاش مي كند، دقت به خرج مي دهد، كنجكاوي مي نمايد، چگونه سخن گفتن در برخوردها فرا مي گيرد و نيز با نحوۀ استفاده از اندامهاي حسي و حركتي آشنا مي گردد، سازگاري با ديگران را فرا مي گيرد، نظم و انضباط را در حين بازي مي آموزد و نيز ياد مي گيرد كه چگونه حق ديگران را در كارها رعايت نمايند. كودك به وسيله ي بازي چگونه زيستن را فرا مي گيرد. در اين دوران كودك از انرژي و جنب وجوش فوق العاده اي برخوردار است و نمي تواند مدت زيادي را در فضايي محدود به تمركز قواي ذهني بپردازد. به طور كلي بازي داراي اهداف زير است: 1-آشنايي با محيط 2-كسب تجربه ي زندگي 3-سرگرمي و لذت و رفع خستگي و كسالت 4-آشنايي با روابط اجتماعي 5-آشنايي با روابط فردي و اجتماعي 6-تخليۀ انرژي زايد جسمي و رواني 7-آموزش به طريق غيرمستقيم رسول خدا(ص) از جايي عبور مي كرد، ديد كودكان مشغول خاك بازي هستند بعضي از اصحاب خواستند آن ها را از بازي نمي كنند. پيغمبر فرمود بگذاريد باز ي كنند خاك پرورشگاه كودكان است. شايد اولياء و مربيان بازي را بيش از يك سرگرمي ندانند ولي چنين نيست. بلكه از نظر كودك يك امر جدي است و منافع بسيار مهمي را در بر دارد بازي كودك با كار بزرگترها تفاوت ندارد. در ضمن همين بازي ها است كه استعدادهاي طبيعي كودك پرورش مي يابد و اخلاق و رفتار اجتماعي و انفرادي او شكل مي گيرد و براي زندگي آينده آماده مي گردد. وسيله ي بازي با اشياء و اشخاص خارج ارتباط برقرار مي سازد. بازي با كودك يك كا ر جدي و يك ورزش طبيعي است. انرژي هاي زايد را به مصرف مي رساند و عضلات او را تقويت مي كند، و به همين وسيله با انسان هاي ديگر ارتباط برقرار مي سازد و روح تعاون و همكاري و مسؤليت پذيري و سازش اجتماعي در او پرورش مي يابد. به وسيلۀ بازي هاي دسته جمعي طريق همزيستي مسالمت آميز، و تعاون با ديگران و رعايت حقوق آنان، رعايت نظم و قانون، دفاع از حقوق مشروع خود، مسؤليت پذيري و تسليم در برابر مسؤليتهاي ديگران و به طور كلي زندگي اجتماعي را فرا مي گيرد. ويليام استرن مي نويسد: «بازي يك غريزه براي رشد و نمو استعدادها بوده و يا تمرين مقدماتي براي اعمال آتي مي باشد.» ويليام مكدوگال مي نويسد: «بازي عبارت از تمايل موجود زنده براي رسيده كردن غرايز قبل از اينكه آن غرايز ميدان عمل پيدا كنند، مي باشد.» بنابراين والدين نبايد نسبت به بازي هاي كودكان بي تفاوت باشند. گفتار 2 : چگونگي برخورد فرزندان با والدين الف) اهميت نيكي به پدر و مادر از نظر اسلام موسي بن عمران در بين اينكه مباحات مي كرد با پروردگار خويش ناگهان ديد مردي را زير سايۀ عرش خدا، عرض كرد: پروردگار! اين مرد كيست كه عرش تو سايه بر وي افكنده؟ خطاب رسيد كه: اين مرد «داراي دو صفت حميده است» به پدر و مادر خود نيكي مي كند و براي سخن چيني گام برنمي دارد. بگو بيائيد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزي را شريك خدا قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكي و فرزندانتان را از ترس فقر نكشيد و ما شما و آن ها را روزي مي دهيم. ذكر نيكي به پدر و مادر بلافاصله بعد از مبارزه با شرك و قبل از دستورهاي مهمي همانند تحريم قتل نفس و اجراي اصول عدالت، دليل بر اهميت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورهاي اسلامي است. اين موضوع وقتي روشن تر مي شود كه توجه كنيم به جاي (تحريم آزار پدر و مادر) كه هماهنگ با ساير تحريم هاي اين آيه است. موضوع احسان و نيكي كردن ذكر شده است يعني نه تنها ايجاد ناراحتي براي آنها حرام است كه علاوه بر آن احسان و نيكي در مورد آنان نيز لازم و ضروري است. «از حضرت امام محمدباقر(ع) مرويست كه سه چيز است كه خداوند عالم جل شأنه از براي احدي رخصت در ترك آن قرار نداده، رد امانت به برو فاجر و وفاي به عهد از براي بر و فاجر و نيكوئي با والدين پدر و مادر خواه بر باشند يا فاجر» «امام صادق(ع) مي فرمايد: پدران خود را نيكي كنيد تا پسرانتان به شما نيكي كنند و عفت ورزيد در حق زنان مردم تا ارزشان عفت ورزند.» ب) احسان به پدر و مادر: پيامبر خدا(ص) فرمود: مردي از امتم را در خواب ديدم كه فرشته مرگ برا ي قبض روحش آمده بود كه در همان حال نيكي به پدر و مادر به سراغش آمد و از قبض روح او مانع شد. امام صادق(ع) فرمود: مردي نزد پيامبر(ص) آمد عرض كرد: اي پيامبر خدا به كه نيكوئي كنم؟ فرمود: به مادر خود، عرض كرد: پس از آن به كه نيكوئي كنم؟ فرمود: به مادر خود، پس از آن به كه نيكوئي كنم؟ فرمود: به مادر خود، عرض كرد پس از آن به كه نيكوئي كنم؟ فرمود: به پدر خود. ابي خديجه گويد: امام صادق(ع) فرمود كه مردي نزد پيامبر(ص) آمد و عرض كرد من دختري آوردم و او را بزرگ كردم تا بالغ گشت سپس لباس به وي پوشانيدم و به زيور آراستم و او را آوردم در كنار گودالي و او را در آن گذاشتم و خاك بر رويش دادم. و سخن آخرش را كه شنيدم گفت: اي پدر كفاره اين كردار زشتت چه خواهد بود؟ پيامبر(ص) به وي فرمود: آيا مادرت زنده است؟ عرض كرد: نه. فرمود آيا خاله ات زنده است؟ عرض كرد: آري. حضرت فرمود: برو نيكوئي كن به خاله ات كه او به منزله مادر توست و كفاره آن كردارت خواهد بود. امام صادق(ع): كسي كه دوست دارد خداوند سكرات مرگ را بر وي سبك گر داند پس بسيار صلحه رحم كند و به پدر و مادر خود نيكي كند پس هرگاه چنين كرد سختيهاي مرگ را خداوند بر وي آسان گرداند و هيچگاه فقير و نادار نشود. ج) احترام گذاشتن به والدين گرچه عواطف انساني و مساله حق شناسي به تنهائي براي رعايت احترام در برابر والدين كافي است ولي از آنجا كه اسلام حتي در مسائلي كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح در مي يابد سكوت روا نمي دارد بلكه به عنوان تأكيد در اينگونه موارد هم دستورات لازم را صادر مي كند و در مورد احترام والدين آن قدر تأكيد كرده است. در سوره ي انعام مي فرمايد: «الا تشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا» اهل بيت عصمت و طهارت(ع) صريحاً توصيه مي كنند كه حتي اگر پدر و مادر كافر باشند رعايت احترامشان لازم است. در حديثي از امام صادق(ع) مي خوانيم كه مردي نزد پيامبر(ص) آمد و عرض كرد من جوان بانشاط و ورزيده اي هستم و جهاد را دوست دارم ولي مادري دارم كه از اين موضوع ناراحت مي شود. پيامبر(ص) فرمود: برگرد و با مادر خويش باش قسم به آن خدائي كه مرا به حق مبعوث ساخته است يك شب مادر با تو مأنوس گردد از يك سال جهاد در راه خدا بهتر است. حجت الاسلام جمعي امام جمعه آبادان نقل مي كرد: يكبار به محضر حضرت امام خميني(ره) در جماران رسيدم يكي از مسئولين مملكتي براي انجام كارهاي جاري به خدمت امام رسيد، پدر سالخورده اش نيز همراهش بود وقتي كه مي خواست حضور امام برسد خودش جلوتر از پدر حركت مي كرد پس از تشرف به خدمت امام پدرش را معرفي كرد امام نگاهي به آن مسئول كرد و فرمود: اين آقا پدر شما هستند؟ عرض كرد آري، امام فرمود: پس چرا جلوي وي راه افتادي و وارد شدي به اين ترتيب مقام ارجمند پدري را گوشزد كرده و درس بزرگ احترام به پدر را به ما آموخت. فصل سوم محبت در خانواده و تأثير آن در اجتماع تقريباً همه ي روانشاسان بر اين باورند كه مبحت از خانواده شروع مي شود و چگونگي و مقدار محبت در شخصيت آيندۀ فرد مؤثر است. اگر به گونه اي مناسب فرد از حبت سيراب شود در صحنه هاي مختلف اجتماع موفق مي شود از جملۀ اين موارد: 1-دوست يابي است يعني فرد تشخيص مي دهد كه چه كسي مي تواند براي او دوست خوبي باشد. 2-در فعاليت هاي اجتماعي و محيط كار يعني فردي كه در خانوادۀ مذهبي به دنيا آمده و از محبت پيامبرگونه بهره مند شده در محيط اجتماع سعي مي كند به ديگران ابراز محبت كند مثلاً بدي ديگران را با نيكي جواب بدهد. يا در معاشرت خود در محيط با نرمي برخورد كند و هنگام صحبت كردن دوستان به سخنان آن ها خوب گوش دهد و به آن ها احترام بگذارد. 3-فرد با محبت سعي مي كند طبق دستور اسلام به هم نوع خود كمك كند حتي به خاطر بندگان خدا از خودگذشتگي كند و براي برآوردن حاجت او با تمام وجود سعي و تلاش كند. گفتار 1: محبت و تأثير آن بر دوست يابي پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليه السلام در بيان آنچه برادري بر اساس آن قرار دارد و دوستي بر پايه هاي آن استوار است به هيچ روي فروگذاري نكرده و مردم جوان ها آگاه و تشويق فرموده اند. اركان و پايه هاي دوستي را كه پيامبر صلي الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليه السلام در سخنان جاويد خود بدانها تصريح كرده اند در زير به آن ها اشاره مي كنيم. تمام اين 16 مورد از محبت سرچشمه مي گيرند يعني فقط انسان با محبت اين ويژگي ها را دارد كه موجب بدست آوردن دوستان خوب مي شود. 1-ديد و بازديد: شايد زيباترين و دلپسندترين مظاهر و دوستي ديدار دوستان از يكديگر و جويا شدن حال ايشان در خانه آن ها مي باشد. پيامبر صلي الله عليه و آله بزرگوار فرموده است: ديدارها دوستي را مي روياند. امام باقر عليه السلام فرموده است: «كسي كه به خاطر خدا برادر مؤمنش را از روي محبت و شوق ديدار كند خدا را زيارت كرده و هنگامي كه با او مصافحه مي كند هر حاجتي را در امر دين و دنيا بخواهد حق تعالي حاجتش را برآورده مي گرداند.» 2-سلام و مصافحه و معانقه: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است: «هنگامي كه يكديگر را ملاقات مي كنيد با سلام و مصفحه ديدار كنيد و زماني كه پراكنده مي شويد با استغفار از هم جدا شويد. يكي از صفات پيامبر خدا صلي الله عليه و آله اين بود كه آن حضرت خود سلام و مصافحه را با اصحابش آغاز مي كرد و هنگامي كه با يكي از آنان مصافحه مي كرد دستش را پيش از او بيرون نمي كنيد. 3-گشاده رويي و لبخند: گشاده رويي و لبخند در ايجاد دوستي نقش اساسي و مهم دارد بلكه برترين عامل محبوبيت انسان در ميان مردم و بزرگترين وسيله نزديكي دلهاي جهانيان به يكديگر است. يك لبخند در برابر دوستت مي تواند ضامن آن باشد و بر محبت او نسبت به تو بيفزايد. پيامبر بزرگوار صلي الله عليه و آله فرموده است: «سه چيز است كه محبت انسان نسبت به برادر مسلمانش صفا و روشني مي دهد، اين كه با گشاده رويي او را ديدار كند و هرگاه در كنار وي بنشيند جا برايش باز كند و او را با نامي كه نزد او محبوبتر است بخواند.» اميرالمؤمنين عليه السلام فرموده است: «خوشرويي كمند و دام محبت است.» 4-دادن هديه به يكديگر: به يكديگر هديه دادن نيز از عوامل مهم ايجاد دوستي و نزديكي است و به وسيله آن دلها از آلايش كينه ها پاك مي شود. امام صادق عليه السلام فرموده است: «با صله و بخشش به دوسانت اظهار محبت كن.» هديه همان گونه كه چيزي عادي است ممكن است گاهي امري معنوي باشد در اين صورت ارزش آن بيشتر و اثر آن بزرگتر است. 5-فروتني با دوستان: هيچ چيزي مانند تكبر و خود تربيتي دوستي را تباه نمي كند، چون انسان متكبر همواره عبوس و اخمو بد معاشرت است. امام صادق فرموده است: «سه چيز ايجاد محبت مي كند: دين داري، فروتني و بخشش» 6-خوش گماني به دوست: به دوست خود گمان داشته باش كه او نسبت به تو دارد تا در گمان خود دچار نااميدي نشود و محبت تو از دلش بيرون نرود از اين رو اميرالمؤمنان عليه السلام فرموده است: «كسي كه گمان نيكي نسبت به تو دارد گمانش را تحقق ده.» 7-اعتماد به دوستان: هر اندازه محبت و دوستي ميان دوستان افزايش يابد وثوق و اعتماد آن ها به يكديگر نيز فزوني مي يابد از اين رو امام صادق عليه السلام فرموده است: «كسي كه اعتمادش به رهن و گرو بيش از اعتمادش به دوست باشد خداوند از او بيزار است.» 8-رازداري: براي دوست تو لذت بخش است كه گاهي از اوقات اخبار خود را با تو در ميان نهد و اسرارش را به تو بازگو كند. امام صادق عليه السلام نيز فرموده است: «از كسي كه بيش از همه به او اعتماد داري برحذر باش چه مردم دشمن نعمتها هستند.» 9- احوال پرسي از دوستان: آنچه بر دوستي و محبت مي افزايد آن است كه دوست خود را به نامي كه نزد او محبوبتر است صدا كني تا اين كه در دل او محبوب و در نزد او نزديك و مقرب باشي. 10- پذيرش پوزش: پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليه السلام نظرها و انديشه ها را به اهميت اين امر متوجه ساخته اند زيرا عذرپذيري در دوستي و نزديكي مردم به يكديگر داراي تأثير فوق العاده است. پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرموده است: «هرگاه كسي نزد برادر مسلمان خود عذرخواهي كند و او نپذيرد وي مانند كسي كه در راهها ماليات مي گيرد گنهكار است.» 11- ياري دوستان: باشكوهترين مظاهر نصرت كه بيانگر اخلاص سرشار و وفاداري صادقانه و رسوخ محبت است نصرت دوست در حال غيبت اوست زيرا اين محبت از شاعبه تملّق و چاپلوسي پاك و ارزيابي و خودنمايي به دور است، از اين رو پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است: «هر كس دوستش را در غياب او ياري كند، خداوند در دنيا و آخرت او را ياري خواهد كرد.» 12- دوست را از محبت خود باخبر كردن: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرموده است: «هر گاه يكي از شما كسي را دوست بدارد او را از محبت خود باخبر كند.» خبردادن دوست از محبت خود نسبت به او يكي از اركان دوستي است و به همين سبب پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام انظار مردم به اين امر مهم كه موجب نزديكي دلها و آميختگي جانهاست متوجه ساخته اند. 13- دعا براي دوست : روشن ترين دليل بر محبت و مودّت صادقانه انسان نسبت به برادر مؤمن خود و اخلاص او در برادري و دوستي دعا و طلب خير و توفيق از خداوند براي اوست امام صادق عليه السلام فرموده است: «كسي كه براي برادر مؤمنش دعا كند خداوند بلا را از او دور و روزي را بر او سرازير مي كند.» 14- گردهمايي دوستان و ديدار آنها با يكديگر: شايد خوش ترين ساعات زندگي انسان اوقاتي است كه با ياران و دوستانش گردهم آمده اند. اين گردهماييها فوايد بزرگي براي آن ها مي سازد. امور آن ها را اصلاح و كارهايشان را تنظيم مي كند، هر يك با دوست خود به مشورت مي پردازند، در نتيجه الفت و همدلي ميان آن هم فزوني مي يابد و دوستي و محبت آن ها به يكديگر چند برابر مي شود. 15- مداومت بر دوستي: اميرالمؤمنان علي عليه السلام فرموده است: «دوستي برادران ديني پايدارتر است.» دوستي ديريني كه دلش غرق در محبت دوست خويش و درونش لبريز از محبت او و وجدانش پايبند دوستي و برادري با اوست ممكن نيست دوستش را در هر رويدادي كه احساس وظيفه كند ترك كند. 16- زيادي موافقت و كمي مخالفت: اگر دوستان عادت كنند كه هماهنگي را ميان خود بيشتر و مخالفت و ناسازگاري را كمتر كنند و اين خوي برجسته را در خود به وجود آورند بي شك همگي خوشبخت خواهند شد. امام جواد عليه السلام فرمود: «كثرت موافقت و قلّت مخالفت از نشانه هاي محبت است. گفتار 2: محبت و تأثير آن بر فعاليت هاي اجتماعي و محيط كار: حفظ برادر ديني در غياب او: از بزرگترين نشانه وفاداري نسبت به دوست آن است كه انسان در غياب او از شؤون وي پاسداري كند و از همين طريق است كه دوست راستين از دروغين شناخته مي شود و و حقيقت دوستان مكشوف مي گردد چنان كه اميرالمؤمنان عليه السلام فرموده است: «دوست كسي است كه در غياب دوست صادق باشد.» چه بسا كسي كه نسبت به تو دوستي و محبت بسيار اظهار مي كند به طوري كه تو را وادار مي سازد كه وي را در زمرۀ دستۀ نخست دوستان و برگزيدگان خود به شمار آوري ليكن به زودي با غيبت تو پرده از او برداشته مي شود چه در جهت بدنامي و رسوايي تو اقدام مي كند و خلاف آنچه را براي تو ظاهر مي كرد نشان مي دهد. روشن است كه وقتي خبر اين اعمال او به تو برسد خوش گماني و اميدواري تو نسبت به او به بد گماني و نوميدي تبديل مي شود و شيريني محبت او از دلت بيرون مي رود و ممكن است مشاجره و كشمكش زباني پيش آيد و بسا كه به قطع رابطه و جدايي بينجامد. از اين رو پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليه السلام حفظ شؤون دوست را در غيبت او از بزرگترين حقوق برادري و مهم ترين حدود آن شمرده است. اميرمؤمنان عليه السلام فرموده است: «دوست انسان دوست نخواهد بود خبر آنگاه كه در سه چيز پاس او را بدارد: در بدبختي او، در غيبت او و در وفات او.» نرمي و مدارا در معاشرت: بهترين راه رسيدن به اين مقصود حسن معاشرت لطف و مدارا، سخن خوش و انعطاف پذيري است اين امور پايه و اساس امور اجتماعي است و انسان از اين راه مي تواند دوستاني را به دست آورد و در مردم مؤثر واقع شود، قرآن كريم ما را به همين راه ارشاد كرده فرموده است: «و قولوا للناس حسناً» پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليه السلام به اين امر مهم كه اثر عميق در سعادت جامعه دارد و مانند همه امور شايسته اي كه منتهي به خير و صلاح جامعه مي شود. پيامبر خدا صلي الله عليه و اله فرموده است: «خداوند مداراگر است و مدارا با ديگران را دوست مي دارد و آنچه در برابر رفق و مدارا عطا مي كند در برابر عنف و زور عطا نمي كند.» امام علي بن ابي طالب عليه السلام فرموده است: «هر كس گفتارش نرم باشد محبت او لازم و گفتگويش نيكو و دلها براي ديدارش تشنه است.» در جامعه انساني كسي كه به خلق خوش و نرمي و حسن معاشرت و ملايمت طبع شناخته مي شود دوستان و يارانش زياد مي شوند اما كسي كه درشت خو و بدخلق است مردم از بيم و شر و بدي رفتارش از او دور مي شوند. قرآن كريم به اين حقيقت ثابت اجتماعي تصريح كرده و فرموده است: «و لو كنت فظاً غليظ القلب لا نفضوا من حولك». خوب گوش دادن به سخن دوست: هنگامي كه دوستت با تو سخن مي گويد آنچه وفاداري و ادب بر تو واجب مي كند آن است كه روي خود را متوجه او كني و به سخنان او گوش دهي و رشته سخنان او را پاره نكني و در طول گفتار او دل را به چيزي مشغول نگرداني، چون اين امور به دوستي آسيب مي زند و صفاي محبت را تيره مي سازد. پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليه السلام خوب گوش دادن به گفتار كسي را كه با تو سخن مي گويد نشانه مروت و جوانمردي است كه انسان شمرده اند. خوب گوش دادن به سخن دوست دليل بر درستي رأي توست چنان كه امام صادق عليه السلام فرموده است: «از چيزهايي كه بر درستي رأي انسان دلالت دارد برخورد نيكو و خوب گوش دادن است.» كسي كه به سخنان تو گوش نمي دهد و گفتار تو را شنوا نيست سخن گفتن و گفتگو با او سزاوار نيست و اگر بر اثر عدم رعايت اين اصل احساس اهانت كردي نبايد جز خودت را ملامت كني. براي آنكه گوينده برجسته اي بشوي نخست شنونده خوبي باش. گفتار سوم: محبت و تأثير آن بر كمك كردن بر همنوع همدردي با دوست و برآوردن حاجت او: زندگي دنيا همواره در معرض حوادث و دگرگونيهاي مي باشد و انسان هدف اصلي اين رويدادها و تغييرهاست چه بسا ثروتمند اموال خود را از دست داده فقير مي شوند و چه بسا مستمند كه بي نياز و ثروتمند مي گردد و چه بسا بزرگ مرد كه روزگار او را نگون بخت كرده خوار و زبون مي شود و موقعيت خود را ميان مردم از دست مي دهد بنابراين گردش روزگار بر يك طريقه پايدار نيست و انسان بر يك وضع باقي نمي ماند اين سنت خدا در اين جهان است «و لن تجر لسنه الله تبديلاً» بنابراين دوست راستين كسي است كه در همه شرايط و احوال در كنار دوست خود بايستد و در شادي و غم با او سهيم بماند و سختي و رفاه با او مشاركت داشته باشد از اين رو امير المؤمنان عليه السلام فرموده است: «در سختي، دوستي آشكار مي شود.» همدردي و مواسات با دوستان و احسان به آنان و برآوردن نيازهايشان دلهايشان را از محبت لبريز مي كند و دوستي و برادري را در آن ها به وجود مي آورد چه انسان برحسب طبيعت و سرشت كسي را كه به او احسان مي كند و يا كار نيكي درباره اش انجام مي دهد دوست مي دارد. امير مؤمنان عليه السلام فرموده است: «آن را كه با مالش مواسات و همدردي نمي كند دوست مشمار.» از واجبات برادري و دوستي آن است كه برآوردن حاجت برادر مؤمنت را در صورت آگاهي خودت آغاز كني و او را ناگزير نگرداني كه آن را از تو بخواهد چه اين عمل نزد خداوند محبوبتر و به پروردگار و تقوا نزديك تر است. امام صادق عليه السلام فرموده است: «هرگاه بداني برادر مؤمن تو حاجتي دارد در برآوردن آن شتاب كن و او را ناگزير مكن كه آن را از تو بخواهد بلكه پيشدستي كن.» امام موسي بن جعفر عليه السلام فرموده است: «بهترين دوستان تو كسي است كه در تمام طول زندگي ياورت باشد.» از خودگذشتگي: ايثار و از خودگذشتگي مرتبه اي است كه جز كساني كه خداوند درباره آنان فرموده است: «الا الذين صبروا و ما يلقاها الا ذو حظ عظيم» بدان نمي رسند و اين برترين مراتب برادري و عاليترين درجات دوستي و متأسفانه انسان در اين روزگار كسي را نمي يابد كه به اين اصل عمل مي كند و به اين مرتبه دست يابد چه در اين زمان اندكند كساني كه به حديث نبوي مشهور عمل كنند كه فرموده است: «هيچ يك از شما ايمان نمي آورد مگر آن گاه كه براي برادر مؤمنش دوست بدارد آنچه را براي خود دوست مي دارد.» امام علي بن ابي طالب عليه السلام با خوابيدن در بستر پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در شب هجرت آن حضرت از مكه به مدينه جانش را فداي پيامبر صلي الله عليه و آله ساخت و او را با خون خود حفظ كرد از اين رو خداوند به جبرئل و ميكائيل مي فرمود كه من ميان شما عقد برادري جاري كرده ام و عمر يكي از شما را طولاني تر از عمر ديگري قرار داده ام پس كدام يك از شما حيات خود را به ديگري ايثار مي كند، آنها هر كدام حيات خود را دوست داشته و آن را اختيار كردند خداوند به آن ها مي فرمود: آيا شما مانند علي بن ابي طالب نبوديد كه ميان او و پيامبرم محمد صلي الله عليه و آله پيوند برادري برقرار كردم در حالي كه علي در بستر پيامبر خوابيد و جانش را فداي او ساخت و زندگي خود را بر او ايثار كرد، اكنون به زمين فرود آييد و او را از دشمنانش حفظ كنيد. لذا جبرئيل بر بالاي سر و ميكائيل در پايين پاي او نشسته و مي گفتند: آفرين بر مثل تو اي پسر ابي طالب خداوند به وجود تو بر فرشتگان مباهات مي كند سپس خداوند اين آيه را درباره علي عليه السلام فرو فرستادند: «و من الناس من يشري نفسه ابتغا مرضاه الله و الله روف بالعباد» نيكي در برابر بدي: نيكي در برابر بدي صفتي است برجسته كه از بزرگترين موهبت هاي الهي و عالي ترين ملكات انساني به شمار مي آيد و تنها طبقه عالي جامعه كه نفسشان تزكيّه شده و دل هايشان پاكيزه و وجدانشان پاك و درونشان به صلاح آراسته است از اين صفت ارزشمند انساني برخوردارند. اين صفت از مهم ترين اركان دوستي و برادري و مؤثرترين عامل اُنس و آشنايي و بزرگترين انگيزه محبت و نزديكي مردم به يكديگر است پيامبر خدا(ص) فرمود: «دلها بر محبت كساني كه به آنها نيكي مي كنند و بر دشمني كساني كه به آنها بدي مي كنند سرشته شده است.» چون نيكي به كسي كه به تو بدي كرده عالي ترين مرتبه و بزرگترين منزلت است و بيش ترين تأثير را در اصلاح نفوس دارد. از سوي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ائمه اهل بيت(ع) دستورهاي بسيار وارد شده كه مردم را تشويق مي كند براي اينكه در برابر بدي نيكي كند و سيئات را با حسنات دفع كنند. روايت شده است مردي از امام زين العابدين بدگويي كرد و به او تهمت زد آن حضرت به او فرمود: «اگر من چنانم كه تو گفته اي از خداوند طلب آمرزش مي كنم و اگر آنگونه كه تاو گفتي نيستم خدا تو را بيامرزد. آن مرد برخاست و سر آن حضرت را بوسيد و گفت قربانت شوم. شما آنگونه كه من گفتم نيستي برايم طلب آمرزش كن. امام عليه السلام فرمود: «خداوند تو را بيامرزد.» امام علي بن ابي طالب عليه السلام فرموده است: «در برابر كسي كه با تو درشتي مي كند نرم باش تا به زودي با تو به نرمي درآيد.» امام صادق عليه السلام فرموده است: «با كسي كه او بريده است بپيوند و به آن كسي كه تو را محروم ساخته ببخش و به كسي كه به تو بدي كرده نيكي كن و به آن كه تو را ناسزا گفته سلام گوي و به كسي كه نسبت به تو دشمني ورزيده باانصاف باش و كسي را كه به تو ستم كرده عفو كن چنان كه دوست داري تو را عفو كنند و از عفو خداوند نسبت به خودت عبرت گير، آيا نمي بيني خورشيد او بر نيكوكاران و بدكاران يكسان مي تابد و باران او بر پاكان و گنهكاران فرود مي آيد.» چكيده ي پژوهش اين پژوهش شامل 3 فصل است. كه محتواي آن به اين شرح است: فصل اول مفهوم شناسي كه مفاهيم اصلي موضوع يعني محبت و مهرورزي را در بردارد همچنين پيشينۀ موضوع – كتابهايي كه به اين موضوع پرداخته اند ذكر شده. در هدف از اين تحقق سعي شده كه اهداف نويسندگان ذكر شود- فصل دوم: كه با موضوع كلي خانواده شروع مي شود. در گفتارهاي آن به صورت جزئي بر موضوع مهرورزي و خانواده مي پردازد. مثلاً گفتار اول آن: والدين و برخوردهاي آنها با كودك است. يعني در اين گفتار بررسي مي كنيم كه عواملي همچون، احترام گذاشتن به كودك، اسم مناسب انتخاب كردن، مهرباني و عطوفت، تشويق به جا و درست، همبازي شدن با كودك، همه عواملي هستند براي انتقال مهر و شفقت به فرزند. و از طرفي گفتار دوم به چگونگي برخورد فرزندان با والدين پرداخته شده يعني مي خواهيم بگوئيم اسلام كه دين مهرورزي است . شاهراههاي اصلي مهرباني را به والدين و فرزندان نشان داده، هم به پدر و مادر سفارشهاي خاصي كرده كه در گفتار قبلي به آن پرداختيم هم به فرزندان دستورالعملهاي برخورد با اولياءشان را گوشزد كرده لذا در اين گفتار به اهميت نيكي به پدر و مادر، احترام گذاشتن به والدين و چگونگي توسعۀ محبت را ذكر كرديم. بالاخره در فصل سوم، تحقيق به ثمر نشست و ما توانستيم تأثير خانواده را در توسعۀ مهرورزي ذكر كنيم. شفقت خانواده فرد را از محبت سيراب مي كند و فردي كه از مهر و شفقت سرشار شده مي تواند در محيط اجتماع موثر و موفق باشد. هم دوستان خوبي پيدا كند به همنوع خود خدمت كافي را برساند. و هم در محيط كار و اجتماع همۀ فعاليتهايش مؤثر و مفيد واقع شود. منابع و مآخذ قرآن كريم 1- اميني ابراهيم، اسلام و تعليم و تربيت 2، انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، 1372. 2- الحيدري محمد، روش دوست يابي، بنياد پژوهش هاي اسلامي، 1380. 3- فرهاديان رضا، پايه هاي اساسي ساختار شخصيت انسان در تعليم و تربيت، دفتر تبليغات اسلامي، 1376. 4- قائمي دكتر علي، خانواده و تربيت كودك، انتشارات اميري، 1364. 5- موسوي زنجانرودي سيد مجتبي، تربيت مذهبي كودك، ميثم تمار، 1381. 6- ميرعظيمي حضرت آيت الله حاج سيد جعفر، حقوق والدين، مؤلف، 1377. 7- فرهاديان رضا، آنچه درباره ي كودكان و نوجوانان بايد بدانيم، انتشارات فرهنگي – تربيتي توحيد، 1382. |