|
در مقطعي از تاريخ زندگاني بشر, حادثه اي بزرگ و حماسه اي شور انگيز اتفاق افتاد كه با ملاحظه ي جميع خصوصيات , در تاريخ بشر بي نظير است . فرزند رسول خدا (ص) براي احياي دين اسلام و جلوگيري از انحراف و كجروي هايي كه به وسيله حكام اموي در حال شكل گيري و انجام است , آن هم نه به تنهايي بلكه با تمام آبرو و با به ميدان آوردن زنان , كودكان , جوانان و نوجوانان , با اخلاص كامل و براي احياي سنت امر به معروف و نهي از منكر به ميدان مبارزه و حماسه و شهادت مي آيد .
گروهي اندك در برابر جمعيتي زياد, اهل بيت پيامبر (ص) در برابر كساني كه به ظاهر ادعاي مسلماني دارند و به تجهيزات و نفرات و سواران ورزيده مجهزند. در اين جبهه , نو چشم رسول خدا (ص) , حسين بن علي ( عليهما السلام ) و فرزندان او قرار دارند و در آن جبهه جاهلان و كينه توزان و رياست طلبان قرار دارند. در اين جبهه اهل بيت امام حسين (ع) و زنان و كودكان و جوانانند و در آن جبهه تشنه و بي قرار امام (ع) قرار دارند و در آن جبهه سنگ دلان به ظاهر انسان امام حسين (ع) تنها جان خويش را در طبق اخلاص نگداشته بلكه هر آنچه داشته است از جان و مال گرفته تا جوانان و نوجوانان و حتي كودكان شيرخوار , همه را به ميدان آورده است . همه را با اخلاص كامل , براي احياي دين خدا تقديم نموده است و بدين سبب , در پيشگاه حضرت حق داراي مرتبتي بسي عظيم در دنيا و آخرت است.
اولين سوگواري پس از شهادت آن حضرت و شهادت اولاد و اصحابش , مراسم عزاداري آغاز شد . شايد بتوان گفت اولين مراسم عزاداري زماني بود كه اهل بيت امام حسين (ع) با شنيدن صداي اسب آن حضرت در نزديكي خيمه ها متوجه شدند كه اسب , بدون صاحب آمده است . زنان حرم و كودكان امام حسين (ع) بيرون آمدند و متوجه شدند كه نور چشم پيامبر (ص) در ميدان نبرد بر زمين افتاده است. در ادامه اسارت نيز اهل بيت (عليهم السلام ) در سوگ شهادت آن حضرت و همراهانش بارها گريستند , چه آنجا كه اهل بيت امام را براي بردن به كوفه از كنار اجساد مطهر شهدا عبور مي دهند و چه آنجا كه دختر خردسال امام (ع), پدر را طلب مي كند و چه در هنگام سخنراني پر شور و تاريخي حضرت زينب (س) در دارا لاماره ي « ابن زياد» و سخنراني آن حضرت خطاب به مردم كوفه و سخنراني در مجلس يزيد. كساني كه شاهد واقعه ي عاشورا بودند, در باقي عمر خود , هيچ گاه از ياد آن شهدا و خصوصاً حضرت امام حسين (ع) غافل نمي شدند و پيوسته مجالس عزا و گريه بر پا مي نمودند. از جمله كساني كه شاهد وقايع جانسوز كربلا بوده , حضرت زين العابدين (ع) است. به گفته امام صادق (ع) : « علي بن حسين (ع) تا بيست سال پس از واقعه كربلا مي گريست و هر گاه غذايي در نزد آن حضرت مي گذاشتند اشك از ديدگان جاري مي شد» سوگواري و عزاداري چيست؟ اما به راستي اين همه عزاداري و اشك ريختن براي چيست ؟ چرا رسول خدا (ص) و امامان معصوم در سوگ شهادت حسين (ع)و يارانش مي گريستند؟ چرا مسلمانان , بخصوص شيعيان در ماه هاي محرم و صفر و روزهاي تاسوعا و عاشورا اين همه مراسم عزاداري بر پا مي كنند و مي گريند و ديگران را به گريه مي اندازند . دسته جات گوناگون سينه زني راه مي اندازند و مجالس سخنراني بر پا مي كنند ؟ مگر نه اين است كه امام حسين (ع) با قيام و شهادت در راه خدا به پيروزي و فوز عظيم دست يافت پس چرا براي به پيروزي رسيدن آن حضرت ,عزاداري مي كنيم ؟ از سوي ديگر , عده اي مشروعيت اين مراسم را زير سؤال مي برند و مي گويند چنين مراسمي در زمان رسول خدا (ص) به اين شكل خاصي وجود نداشته است. لذا با هر نوع مجلس سوگواري و عزاداري براي شهيدان راه خدا مخالفت مي كنند! براي پاسخگويي به اين سؤال بايد مسأله را از زواياي مختلف بررسي كرد تا معلوم شود كه آيا تشكيل مجالس عزاداري , بدعت و شركت مي باشد يا احياي تئحيد و دين خداست ؟ الف ) هماهنگي فطرت آدميبا داستان مظلوميت امام حسين (ع) يكي از ابعاد مسأله عاشورا, بعد فطري آن است . هر انسان بي غرض , وقتي داستان كربلا و حماسه ي روز عاشورا و اسارت اهل بيت امام حسين (ع) و اين كه آنان با چه هدف و منظوري به ميدان شهادت آمده بودند را مورد مطالعه قرار دهد خواهد دانست كه آنان براي زنده كردن سنت نبوي (ص) و نجات بشريت از ظلمت جهل و فساد و انحراف , جان خويش را تقديم كردند , كودكان خود را به ميدان آوردند و تشنگي و سختي و اسارت را به جان خريدند . با ملاحظه ي اين حوادث , اشك انسان جاري مي شود . ديدن آن همه ظلم و نا جوان مردي نسبت به اهل بيت پيامبر (ص) , قلب هر انساني را جريحه دار مي سازد, به خون غلتيدن طفل خردسال آن حضرت ,رويا رويي جوانان و نوجوانان امام حسين (ع) با لشكر سر تا پا مسلح دشمن و به شهادت رسيدن آنها , همچنين به شهادت نور چشم رسول خدا (ص), حضرت امام حسين (ع) و ده ها منظرة ديگر در حماسه ي جاويدان عاشورا , اشك را بي اختيار از ديدگان جاري مي سازد. اگر غير شيعيان و حتي غير مسلمانان , حماسه ي پر عاشورا و كربلا را در ذهن خود مجسم سازد, عواطف انساني آنان را تحت تأثير قرار خواهد داد. اين امر فطري است كه آدمي نسبت به ظلم ظالم , خشمگين شده و به طور علني بر او مي شورد و اگر نتواند خشم خود را اظهار كند در درون , نسبت به ظالم , احساس نفرت و بيزاري پيدا مي كند و از آن طرف با مظلوم همدردي مي نمايد وقتي مظلوميتي به سر حد مظلوميت امام حسين (ع) و يارانش در كربلا مي رسد , بديهي است كه اشك ها روان و پيروان و محبين و حتي غير مسلمانان ها به ياد آن شهدا , هر سال , هرسال , در هر كوي و بر زن ,مجالس سوگواري بر پا مي كنند. ب) رهنمود هاي ديني در خصوص مراسم عزاداري : آنان كه به مراسم عزاداري شيعيان و مسلمانان در خصوص شهداي دين خدا و بخصوص حضرت امام حسين (ع) خرده مي گيرند و آن را مخالف با توحيد مي پندارند به آيات قرآن توجه نكرده اند.در اينجا لازم است به ذكر آياتي در اين خصوص ,تبرك جوييم: 1-از قرآن كريم:آياتي الف ) گريه بر يوسف : قرآن مي فرمايد حضرت يعقوب (ع) در فراق فرزند دلبندش , حضرت يوسف (ع) شب و روز آرام نداشت . دائم به ياد يوسف (ع) بود و اشك از ديدگان فرو مي ريخت تا آنجايي كه بينايي اش از بين رفت و اين در حالي بود كه حضرت يوسف (ع) زنده بود و حضرت يعقوب (ع) نيز مي دانست كه يوسف (ع) زنده است. آنان كه گريستن بر ابا عبدالله الحسين(ع) را مورد اشكال قرار مي دهند در مورد گريستن حضرت يعقوب در فراق يوسف (ع) چه مي گويند ؟ اگر گريستن در فراق يا فقدان يك شخصيت والا و يك انسان كريم اشكال دارد چرا اين اشكال را درباره گريه يك پيامبر الهي بي اشكال است؛ چرا در حق حسين(ع) و فرزندان و يارانش اشكال داشته باشد؟ مگر نه اين است حسين بن علي فرزند پيغمبر خدا (ص) مي رفت آن همان كسي نيست كه هر گاه دركودكي به نزد پيامبر (ص) مي رفت آن حضرت , او را در آغوش مي كشيد و بر صورتش بوسه مي زد و به ياد شهادتش مي گريست؟ مگر پيامبر براي مصايبي كه امام حسين (ع) با آنها روبه رو خواهد شد اشك از ديدگان مباركش جاري نمي شد. مگر امامان معصوم يكي پس از ديگري در سوگ حسين بن علي ( عليهما السلام) نگريستند, و ديگران را نيز دعوت به گريستن در حق آن مظلوم ننمودند؟! بنابراين جاي ترديد نيست كه عزداراري و تشكيل مجالس سوگواري , حق ذريه رسول خدا و امام حسين (ع) نه تنها بدعت نيست بلكه موافق روح آيات قرآن و سيره نبوي است. ب) محبت به ذوي القربي قرآن كريم به ما دستور مي دهد كه به بستگان و خويشاوندان پيامبر گرامي اسلام(ص) مهر بورزيم .در سورة شوري مي خوانيم : « قل لا اسألكم عليه اجرا الا الموده في القربي ؛ بگو من بر رسالت خويش , مزد و اجراي جز ابزار علاقه و دوستي به خويشاوندانم نميخواهم » محبت ورزيدن به ذوي القربي مصاديق معتدد دارد.يكي از مصاديقش اين است كه در شادي آنان شاد و در ايشان , اندوهناك باشيم. چه اندوهي بالاتر از اندوه واقعه كربلا و شهادت انسان هاي پاك و والا مقام ,و در رأس آنان شهادت امام حسين (ع) و همچنين اسارت اهل بيت پيامبر (ص) كه ياد شهدا را زنده نگه داشتند و راه آنان را ادامه دادند. آيا كساني كه در ياد آن جا نفشاني ها , ايثار , از خود گذشتگي ها , و به ياد آن پاك باختگاني كه فقط براي رضاي خدا, جان و همه چيز خود را در راه احياي دين خدا بذل كردند , مراسمي بر پا كنند,اشكي بريزند و شأن و مقام آنان را زنده نگه دارند, مركتب كار نادرستي شده اند؟! آيا مراسم عزاداري جلوه اي از اظهار مودت و دوستي به ذوي القرباي پيامبر (ص) نيست؟! ج) تعظيم شعاير الهي قرآن كريم به ما گوشزد مي كند كه تعظيم شعاير الهي , نشانه ي تقوي قلوب و پرهيزگاري دلهاست . در سوره حج مي فرمايد: « و من يعظم شعائرالله فانها من تقوي القلوب ؛ هر كس شعاير الهي را بزرگ دارد , اين كار از تقواي دل ها است». «شعائر » جمع « شعيره » به معناي علامت و نشانه است و مقصود , نشانه هاي وجود خدا نيست, زيرا همه ي عالم , نشانه ي وجود او است و بزرگداشت هر آنچه در عالم وجود است , نشانه ي تقواي الهي نيست . بلكه مقصود از شعاير الهي در اينجا نشانه هاي دين خدا است . از جمله ي شعاير الهي و نشانه هاي دين خدا, وجود انبياء و اولياي الهي است . آنان كه تمام وجود و هستي خود را وقف خدمت به دين خدا و تبليغ و گسترش دين الهي نموده اند . آنان به طور عموم , نشانه هاي دين خدايند و شخص رسول گرامي (ص) و ائمه ي هدي به طور خاص , نشانه هاي دين اسلام بوده و تعظيم و بزرگداشت منزلت آنان و پيروي از دستورات ايشان مايه ي تقرب به پرودگار متعال مي باشد. تعظيم و بزرگداشت مقام اين اولياي الهي چگونه است؟ روشن است كه بهترين راه براي تعظيم آنان حفظ مكتب و راه رسم آنها و زنده نگه داشتن ياد و نامشان است. آيا حسين بن علي (ع) جان خود و فرزندان و يارانش را در راه دين خدا تقديم نكرد؟ آيا جز اين بود كه آن حضرت براي تعظيم و بزرگداشت و احياي سنت نبوي (ص) قيام كرد و به شهادت رسيد؟ آيا شهادت آن حضرتدر تاريخ اسلام , نقطه ي عطف به حساب نمي آيد ؟ آيا صدها قيام حسيني و علوي در طول تاريخ اسلام , عليه حاكمان ستمگر و مخالفين اسلام و رسول خدا (ص) از نهضت عاشورا الهام نگرفته اند؟! آيا جز اين است كه در مراسم عزاداري سالار شهيدان , راه و هدف آن حضرت زنده مي شود؟! در اين مجالس , شيعيان توضيخ آيات قرآني , و شرح احاديث نبوي و گفتار ائمه ي معصومين را مي شنوند و با راه و هدف آن بزرگواران آشنا مي شوند. عده اي هم براي پيوند خوردن و هماهنگ شدن با اهداف امام حسين (ع) مي گريند يا بر سينه مي زنند و شيون مي كنند. در حقيقت , عزاداري شيعيان , براي ابراز عشق و محبت به مولايشان حسين بن علي (ع) و همه ي شهيدان راه فضيلت است. همچنين با او پيوند مي بندند تا راه او را , مكتب و مرام او را و ظلم ستيزي او را ادامه دهند و همچون او در راه تعظيم شعاير الهي و حفظ دستورات آسماني اسلام از كجي هاي و نا درستي ها , قدم بردارند. 2-سيره رسول خدا (ص) در خصوص گريستن بر شهدا الف ) گريستن براي حمزه بعد از جنگ احد, هنگامي كه رسول خدا (ص) مي بيند زنان مسلمان بر شوهران و فرزندان خود مي گريند اما حمزه شيوه كننده اي ندارد, زنان را به گريه و سوگواري براي عموي بزرگوارش فرا مي خواند و مي فرمايد: « و لكن حمزه لا بوا كي له ؛ اما عمويم حمزه , گريه كنندگاني ندارد». ب ) گريستن براي جعفر بن ابي طالب وقتي خبر شهادت « جعفر بن ابي طالب » پسر عموي پيامبر (ص) به آن حضرت رسيد , در حالي كه مي گريست ديگران را نيز به گريه بر جعفر ترغيب مي نمود و مي فرمود: « گريه كنندگان بايد بر مثل جعفر بگريند» . ج ) اندوه رسول خدا (ص)براي از دست دادن فرزند خود ابراهيم. در سال هشتم هجرت , « ابراهيم » فرزند رسول خدا (ص) وفات نمود و در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد . در فقدان آن كودك , اشك از ديدگان رسول خدا (ص) جاري شد. ه-گريستن بر امام حسين (ع) راوي مي گويد : با علي (ع) هنگامي كه به صفين مي رفت همراه بوديم . چون به سرزمين نينوا (كربلا) رسيد ندا كرد : « صابر باش اي حسين ! صابر باش اي حسين , در كنار نهر فرات ! » پرسيدم : اي اميرمؤمنان منظورتان چيست ؟ فرمود: روزي بر پيامبر خدا (ص) وارد شدم . ديدم چون ابر بهار مي گريد گفتم : يا رسول الله ! چرا اينچنين مي گرييد؟ ! فرمود: پيش از تو پيك وحي جبرئيل به من خبر داد فرزندم حسين (ع) در كنار فرات كشته مي شود » . از آنچه نقل شد دانسته مي شود كه رسول خدا (ص) سوگواري و گريستن بر بزرگاني چون حمزه و جعفر بن ابي طالب اجازه فرموده است. آيا مقام امام حسين (ع) در نزد خدا از مقام اين بزرگان كمتر است؟! به يقين براي آن جناب در پيشگاه حضرت حق شأن و مقامي بس عالي وجود دارد؛ پس چرا مادر سوگ حسين (ع) نگرييم و ياد او را زنده نگه نداريم؟! 3-سيره ي عملي ائمه معصومين : ائمه معصومين, پيروان خود را دعوت مي نمودند كه براي حسين بن علي (ع) عزاداري كرده , اشك بريزند و خود نيز چنين بوده اند. در اين زمينه روايات فراواني وجود دارد كه تنهاا به ذكر يك روايت در مورد حضرت امام باقر (ع) و يك روايت از حضرت امام رضا (ع) مي پردازيم : علقمه بن محمد حضرمي روايت مي كند : « امام باقر (ع) براي حسين بن علي (ع) گريه مي كرد و ناله سر مي داد و به هر كس هم كه در خانه اش بود دستور مي داد گريه كند . در منزل آن حضرت , مجلس عزا و سوگواري تشكيل مي گرديد و آنان مصيبت حسين (ع) را به هم تسليت مي گفتند.» امام رضا (ع) مي فرمايد: «روش هميشگي پدرم امام موسي بن جعفر (ع) اين بود كه هر گاه ماه محرم فرا مي رسيد پيوسته اندوهناك بود و خنده در چهره نداشت تا دهه ي عاشورا سپري شود. روز عاشورا , روزگريه و سوگواري و مصيبت او بود و مي فرمود: « هو اليوم الذي قتل فيه الحسين(ع) ». آيا عزاداري بدعت است؟ از آنچه گفته شد دانسته مي شود كه نه تنها عزاداري براي سيد الشهداء بدعت نيست بلكه موافق باآيات قرآن و سيره ي عملي رسول خدا (ص) و ائمه ي معصومين است. اما در خصوص شكل برگزاري مراسم و سينه زني , زنجير زني , به راه افتادن دسته جات عزادار , بر افراشتن پرچم ها و علم ها و كوبيدن بر طبل ها و ...., اينها نيز هيچكدام مخالف با شرع نبوده بلكه بر عظمت عزاداري ها مي افزايد و بر حساسيت موضوع و عظمت واقعه عاشورا تأكيد مي كند. آنچه روح عزاداري را تشكيل مي دهد اظهار عشق و محبت به راه حسين (ع) و شهيدان راه خدا است و اما جلوه هاي گوناگون عزاداري و اشكال مختلف آن مثل زنجير زني , سينه زني , به راه انداختن دسته جات , بر افراشتن علم ها و پرچم ها و ... اگر كار حرام شرعي اي را بدنبال نداشته باشد, منعي ندارد , علاوه بر اين كه نيت شركت كنندگان نيز , نسبت دادن اين شكل هاي خاص عزاداري به شارع مقدس نمي باشد. هدف از اين بزرگداشت ها چيزي جز احترام و تكريم مقام و شأن امامان هدايت و اهل بيت پيغمبر (ص) نيست و اين تكريم و احترام چيزي نيست كه مورد تأييد سنت نبوي (ص) و سيرة عملي امامان معصوم عليهم السلام نباشد. برخي از آثار سوگواري و عزاداري : از دلايل ترغيب معصومين به برگزاري مجالس سوگواري حسين بن علي(ع) , آثاري است كه اين مراسم مترتب است در اينجا به طور اختصار به ذكر برخي از آنها مي پردازيم : 1-آشنا كردن مردم با راه و رسم ائمه دين , يكي از آثار اين مراسم و مجالس است . چرا كه در همين مجالس , خطيبان و واعظان به بيان مقام و شخصيت ائمه ي معصومين و توضيح راه و رسم آنان مي پردازند. 2-ايجاد وحدت بين صفوف مختلف پيروان ابا عبدالله الحسين (ع) از ملل گوناگون با زبان ها , رنگها و نژاد هاي مختلف اگر مراسم پر شكوه حج , گرد آورنده ي همه مسلمانان از فرقه ها و ملل مختلف جهان است , بايدگفت مراسم عزاداري سرور شهيدان حضرت حسين بن علي ( عليهما السلام ) كه در كشورهاي مختلف بر گزار مي شود يكي از بهترين جلوه هاي اتحاد شيعيان مي باشد. 3-ايجاد پيوند قلبي و ارتباط باطني با حجج الهي و ائمه ي معصومين ( عليهم السلام ) نيز يكي از اين آثار است . آنان كه با تمام احساس و عواطف و با همه ي وجود در مجالس امام حسين (ع)شركت مي كنند بين خود و آن حضرت يك پيوند معنوي برقرار ساخته اند. همين امر به طور محسوس در رفتار و اخلاق ايشان تأثير گذاشته و آنان را به صراط حق هدايت مي كند. 4-وقتي در بيان واقعه ي كربلا , ظلم ها , انحرافات , منكرات بيان شود, اذهان شنوندگان به وضع جامعه ي خود معطوف مي شود و آن را نيز مورد توجه قرار مي دهد . با خود مي گويد آيا حكومت , در عصر ما جامعه ي ما به حكومت در عصر حسين بن علي (عليهما السلام) شباهتي دارد؟ اين امر باعث مي شود كه با مشاهده و در ك ظلم ها , انحرافات و منكرات به عكس العملي شبيه عكس العمل مولاي خود دست بزنند و با حكومت هاي جور به مبارزه برخيزند و همين امر بوده است كه قيام هاي فراواني عليه حكومت هاي فاسد , رقم زده است و در آينده نيز چنين خواهد بود. لذا استعمار گران و حكومت هاي فاسد, هميشه در صدد بوده اند كه اين عزاداري ها و مراسم را به تعطيلي بكشانند و ياد امام حسين عليه السلام را از خاطرها محو كنند ولي نه تنها در كار خود موفق نمي شوند , بلكه روز به روز بر شكوه و عظمت عزاداري ها افزوده مي شود. 5-در اين مراسم, مقام و شخصيت ائمةمعصومين تكريم شده و به مردم معرفي مي شود و به همة ارزش ها و خوبي هايي كه در شخصيت معصومين ظهور و بروز داشته است احترام گزارده شده و مورد تمجيد قرار مي گيرد . همين امر باعث تقويت اين خصائص نيك در اخلاق و كردار مردم مي گردد. 6-اگر امان معصوم پيروان خود را تشويق نموده اند كه مراسم عزاداري داشته باشند و براي حسين عليه السلام گريه كنند براي آن بوده است كه هدف حسين عليه السلام زنده بماند و مكتبي كه او به وجود آورد باقي باشد. براي آن است كه پرتويي از روح آن حضرت بر روح پيروانش بتابد تا حسيني زندگي كنند و حسيني بميرند.
مركز تحقيقاتي جواد الائمه (ع) تأليف :حجت الاسلام علي اصغر صرفه جو فلسفه سوگواري و عزاداري نويسنده: علي اصغر صرفه جو
|