|
روانشناسی
|
|
شنبه ، 7 شهریور 1388 ، 17:55 |
نیاز به موفقیت و پیروزی مانند سایر نیازها، ظاهرا در سالهای نخستین عمر آموخته می شود و تا اندازه زیادی متأثر از حس استقلال و عدم وابستگی است که از سوی پدر و مادر به فرزندان آموخته می شود. پدر و مادر نسبتا سختگیر که اعتماد به نفس را در کودکان خود بر می انگیزند و سپس به رفتار مستقل کودکان پاداش می دهند به فرزندان خود نیاز به کسب موفقیت و پیروزی را آموزش می دهند.
ایمان و موفقیت هر کس در رسیدن به مقصود یا نائل شدن به هدفی گام بر می دارد، اگر به راه و اقدامات خود ایمان داشته باشد به احتمال زیاد قرین موفقیت خواهد شد. «شکست و موفقیت با ایمان آغاز می شود، اگر ایمان داشته باشید که در کاری موفق می شوید و یا بر عکس معتقد باشید که توفیق نخواهید یافت در هر دو صورت درست فکر کرده اید. هر چند که مهارتها و امکانات انجام کار راهم در اختیار داشته باشید، همین که به خود بگویید که نمی توانید، راههای فکری خود را برای رسیدن به موفقیت سد کرده اید. اما اگر بخواهید و بگویید که قادر به انجام کاری هستید، راههای وصول به منافع نیرومندی را به روی خود گشوده اید. برای رسیدن به قله موفقیت بایستی فراز و نشیب های فراوانی را طی کرد و با استواری و اعتقاد راسخ از موانع گذشت و از برخورد با مشکلات نهراسید تا با پیروزی به سر منزل مقصود رسید. بهره برداری از شکست اگر تنها یک عامل برای تأمین موفقیت در زندگی وجود داشته باشد آن عامل عبارت از قابلیتی است که آدمی برای بهره برداری از شکست در زندگی دارد. اگر شکست را ورشکستگی و سقوط یکی تصور کنید، آن وقت که محکوم به سقوط خواهید شد. شکست چیزی نیست که مایه شرمساری باشد، هر کس در زندگی به کاری مشغول است و شکست های زندگی هم جز حوادث دیگر زندگی از چیزهای پیش افتاده و عادی است. شکست نه تنها ما را برای موفقیت آماده می کند، بلکه هیچ چیز به اندازه آن میل شدید به دنبال موفقیت رفتن را بیدار نمی سازد. میل به غلبه از نخستین آرزوهایی است که از کودکی در ما پیدا می شود. اگر با شکست تسلط درونی خویش را از کف ندهید، هیچ چیز نمی تواند مانع پیشرفت شما در اقدام بعدی شود. در بعضی موارد بی علاقکی مردان به پیشرفت مربوط است به مفهوم ترس از شکست شاید موفقیت به مفهوم چیزی شده است که منفی و انسانیت زد است. چه از آن استنباط می شود که به هر قیمت باید از شکست پرهیز کرد. این امکان وجود دارد که برخی از مردان نسبت به چنین نقشی نگرش منفی پیدا کرده باشند. در هر کاری که انسان انجام می دهد همیشه دو وجه شکست و پیروزی وجود دارد، ولی کسی که با تعیین هدف و برداشتن گامهای منظم و برنامه ریزی شده، اقدام می کند امکان بیشتری برای تحقق اهداف و نزدیک شدن به مرزهای موفقیت دارد. کیمیای بهروزی واکنش افراد نسبت به وضعیت و حالت موفقیت یا شکست، می تواند متفاوت باشد. انسانها در موفقیتهایی که پیروزی را از نتایج برنامه ریزی و تلاشهای فردی بدانند، امید بیشتری برای تحقق اهداف بالاتر و موفقیت های افزون تر پیدا می کنند. بطور کلی دستیابی به موفقیت به انتظار پیروزی بیشتر خواهد انجامید و شکست به انتظار و توقع کمتر منتهی خواهد شد. ولی به هر حال، هر کسی بایستی از شکست ها و مشکلات راه و کسب موفقیت مأیوس نگردد و در تمام طول عمر، همیشه در طلب کسب موفقیت باشد که خواستن و گام برداشتن در راه حصول به هدف، خود عامل موفقیت است. کسب موفقیت در سازمان از دید مطالعه رفتار سازمانی برجسته ترین نیاز که به مراتب از همه بالاتر است نیاز به کسب موفقیت است. نیاز به کسب موفقیت این گونه تعریف شده است: رفتار به سوی رقابت با استاندارد عالی. نیاز به زیاد و بالا با این ویژگی ها مشخص می شود: 1)میل قوی و نیرومند به عهده گرفتن مسئولیت برای پیدا کردن راه حل مسائل. 2)گرایش به برقراری هدفهایی که دستیابی به آن دشوار است از روی اعتدال و پذیرفتن خطرات حساب شده. 3)میل قوی برای بدست آوردن باز خور واقعی در ایفای وظایف. 4)اشتغال ذهنی بی تزویر و ساده با وظیفه و انجام دادن موفقیت آمیز وظیفه از سوی دیگر، نیاز کم و در حد پایین به کسب موفقیت با ترجیح دادن وظایفی که سطوح خطرپذیری آن اندک است و کارهایی که مسئولیت مشترک دارند، مشخص می شود. نیاز به کسب موفقیت یک انگیزه مهم در سازمانهاست، زیرا بسیار از مشاغل مدیری و سمتهای کار آفرین و خطر پذیر نیاز به چنین انگیزه ای برای دستیابی به موفقیت دارد. هنگامی که افراد با نیاز بالا به کسب موفقیت به کاری عادی و غیر فعال گمارده شوند، انگیزه کسب موفقیت به احتمال به فعالیت در نخواهد آمد. از این رو دلیلی وجود ندارد که از آنان انتظار داشته باشیم در چنین اوضاعی با شیوه ای برتر و به سبکی عالی ایفای وظیفه کنند. کسب موفقیت در سطح عالی اگر روحیه تلاش و کوشش همه جانبه در جامعه ای بوجود آید و همکاری و سعی عمومی دارای جهت باشد و از اتلاف تلاشهای فکری و جسمی افراد جلوگیری شود، آنگاه جامعه به سوی توسعه و رشد بیشتر پیش خواهد رفت. «همبستگی نسبتا پایداری میان وضع توسعه اقتصادی جاری یک کشور و سطوح میانگین قابل اندازه گیری نیاز برای کسب موفقیت در آن کشور وجود دارد. توسعه اقتصادی و نیک بختی در سطح ملی تا اندازه ای زیر نفوذ و تأثیر کوششهای مردم یک کشور برای کسب موفقیت قرار دارد. بنابراین تقویت انگیزه کسب موفقیت در کلیه سطوح سنی و در سازمانهای مختلف جامعه از وظایف مدیران متعهد و دلسوزی می باشد. ویژگی های افراد موفق افراد موفق چه مرد و چه زن، از خصوصیات و رفتارهای خاصی برخوردار هستند که آنها را موفق می گرداند وسایر افراد بخصوص جوانان می توانند با الگو برداری از این رفتارها، در مسیر کمال و پیروزی قدم بردارند و در نهایت به مقاصد خود برسند. تعیین هدف یا اهداف عالی و بزرگ و سعی و تلاش زیاد برای دستیابی به هدف و پشتکار فراوان یکی از ویژگی های افراد موفق است. «یکی از دلایلی که چرا بعضی افراد در زندگی موفق نمی شوند، این است که هر موفقیت مستلزم مقداری تلاش و کوشش است. هدف گذاری و تعیین دستاوردهای دلخواه نیز به کوشش نیازمند است برای خیلی ها راحت تر است که اینگونه امور را کنار بگذارند و زندگی روزمره خود را بگذارنند تا اینکه برای زندگی خود نقشه طرح کنند». «موفقترین مدیران دارای نبوغ خاصی هستند که می توانند چکیده و جان کلام را از میان انبوهی از اطلاعات دریابند و آن را به سرعت به دیگران منتقل سازند. این افراد می توانند از عبارات و کلمات کلیدی و کارگشا برای بیان دقیق و تشریح عقاید و نظرات خود استفاده کنند». «مطالعه زندگانی مردان موفق نسان داده است که این افراد دارای قدرت بی نظیری در ایجاد روابط صمیمانه دارای نرمش و انعطاف پذیری هستند و چه معلم باشند، چه بازرگان یا رهبر کشور، جاذبه خاصی دارند و می توانند افراد کثیری از هر دسته را به خود جلب کنند». بطور کلی افرادی که بر تفکر و رفتار خود مسلط باشند و توانایی اعمال مهار روانی را دارا باشند و در کارهای خود از اعتقاد راسخ برخوردارند احتمال بیشتری دارد که در زندگی شغلی به موفقیت برسند. اعتماد به نفس، شجاعت، خطرپذیری و قبول مخاطرات از سایر ویژگی های افراد موفق است، زیرا معمولا افراد محافظه کار نمی توانند در کلیه کارها قرین موفقیت گردند. "علي اصغر صرفه جو" |